الشيخ رسول جعفريان وديگران
7
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
در آن روز خاندان خويش را جمع كرد و ضمن دعوت آنها به اسلام فرمود : « هر كس نخستين كسى باشد كه دعوت مرا مىپذيرد ، وى را وصى و جانشين خود قرار مىدهم . » ايشان نوشتهاند كه ابن هشام اين خبر را حذف كرده است . واقعيت آن است كه اين خبر در منابعى چون طبرى و بخش مستقل بر جاى مانده از سيرهء ابن اسحاق ( چاپ سهيل زكار ) ، از طريق يونس بن بكير روايت شده ؛ و اين مطلبى است كه خود ايشان يادآور شدهاند . ابن هشام شرط كرده است كه هر چه بكائى نقل كرده ، آن را مىآورد . در اين صورت ، ممكن است خبر مزبور را بكائى نقل نكرده باشد . بنابراين ، شاهدى وجود ندارد كه ابن هشام آن را حذف كرده است . اگر ايشان اين موارد را يك به يك ثابت كند كه نقل مزبور در روايت بكائى از ابن اسحاق وجود داشته و ابن هشام آن را نياورده است ، مىتوان سخن ايشان را دربارهء موضع ابن هشام منطبق با واقع دانست . كار مفصل در اين زمينه ، يعنى تطبيق نقلهاى ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام با آنچه در تاريخ طبرى آمده ، از آن دكتر اصغر مهدوى ( در خلاصهء سيرت رسول الله از شرف الدين محمد بن عبد الله ) است ، كه با تتبّعى تام و تمام ، نقلهاى موجود در متن چاپى سيره را با تاريخ طبرى مقايسه كرده و هر جا كه با يكديگر منطبق بوده يادآور شده است . طبق استقصاى ايشان ، جداى از آنچه ابن هشام از كتاب المبتدأ حذف كرده و طبرى به نقل از ابن اسحاق آنها را آورده ، در محدودهء سيرهء نبوى ، بيش از نود و پنج درصد نقلهاى طبرى از ابن اسحاق ، در متن چاپى سيره ابن هشام هم آمده است . در عين حال مواردى هم وجود دارد كه طبرى از ابن اسحاق نقلى را آورده ، اما در متن چاپى نيامده است . چند چيز مىتواند دليل آن باشد : يا اين مطالب در روايت سيره از سوى ابن اسحاق براى بكائى نيامده ، يا بكائى خود براى ابن هشام روايت نكرده و يا ابن هشام آنها را حذف كرده است . به هر روى ، فهرست مواردى كه در تاريخ طبرى از ابن اسحاق نقل شده ، اما در متن چاپى نيامده ، از اين قرار است : * روايت اقتداى على ( ع ) و خديجه به پيغمبر ( ص ) در مسجد الحرام . * دعوت پيامبر ( ص ) از عشيرهء خود براى طعام و اظهار نبوت خويش . * سورهء و الضحى و آيهء 52 سورهء حج ( در ارتباط با افسانهء « غرانيق » ) * تعيين مبدأ تاريخ . * داستان هلاكت ابو لهب . * شعر ابو سفيان در تحريض قريش .